صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
38
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
حال درين نكته بايد دقت كرد كه وقتى مقيد بودن به اعمال و برترى دادن به طاعتها از انكشاف جلوهى حق جلوگير باشد ، پس دربارهى كسى كه عمر خود را صرف شهوت دنيا و لذات و وابستگىهاى آن مىكند ديگر چه توان گفت ؟ ! چگونه تواند او را چيزى از معارف حقيقى بدست آيد و يا چگونه اين كارها او را از كشف حقيقى بازندارد ؟ ! چهارمين - وجود حجاب است . مثلا ممكن است شخص فرمانبردارى كه شهوات خود را نيز سركوب نموده و تحت فرمان آورده و فكر خود را در حقيقتى از حقائق تجرّد بخشيده چيزى از مطلوب برو كشف نشود ، بخاطر باورداشتى كه او از اوان كودكى به تقليد يا در اثر حسن ظن قبول نموده است و اين باور داشت ميان او و حقيقت چون پردهاى است كه مانع انكشاف چيزى ، جز آنچه به تقليد ظاهرى معتقد شده است ، در قلب او مىگردد . اين خود حجابى شگرف است كه بيشتر متكلّمين و متعصبين مذاهب و بلكه بيشترى از صلحاء و متفكرين در ملكوت آسمانها و زمين را فراگيرد ، چراكه آنان بوسيله باورداشتهاى تقليدى كه در قلبهاشان ماندگار گشته و ريشه دوانيده محجوب گشتهاند ، و اين باورداشتها ميان آنان و درك حقائق حجاب شده است . پنجمين - ندانستن سوئى است كه از آن بر مطلوب آگاهى توان يافت چه كه دانشجوى جز از راه به ياد آوردن دانشهاى قبلى خود كه با مطلوب او مناسب باشد به خواستهى خود نرسد ، و چون آنها را بيادآرد و در نفس خود به ترتيب مخصوصى - كه دانشپژوهان مىدانند - بچيند چهبسا كه سوى مطلوب را بدستآرد ، و درين هنگام حقيقت مطلوب در قلب او تجلّى گيرد . چراكه دانشهاى موردنظر فطرى نمىباشند و جز بوسيلهى دام علومى كه پيشتر از آنها بدست آمدهاند ، شكار نتواند شد ، و بلكه هيچ دانشى جز بوسيلهى دو معلوم كه پيشتر از او حاصل شدهاند بدست نيايد ، كه البته آندو نيز بايد بطور مخصوصى باهم تركيب شوند تا از ازدواجشان علم سومى پيدا شود ، به همان سان كه از آميزش جنس مذكر و مؤنث فرزندى حاصل آيد .